تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

بابا کوچولو!

    ir" target="_blank"> با لبای آویزون، سوار کامیون پلاستیکی اش میشود کجا میبری؟ برام بستنی هم میخری؟ و خلاصه همیشه.ir" target="_blank"> و پسرکم گفت آره. بعد یکهو انگار چیز ناراحت کننده ای یادش افتاده باشد ابروهایش کج شد،چند وقتیست پسرکم اصرار دارد که «من بابا هستم!» توی پله ها میخواهی دستش را بگیری همین را میگوید؛ که یعنی نگیر! میخواهی بهش غذا بدهی میگوید؛ کیف مقوایی اش را میگیرد دستش..ir" target="_blank"> تا پدرش می آید می دود دم در و میگوید «من بابام، خیلی نگران گفت: پول ندارم!! 

    :)))

    توی اون لحظه قورت دادنش کمترین کاری بود که میشد کرد!!

    ، دارم میرم سر کار!».ir" target="_blank"> و و می گوید سلام سدعلی! خوبی سدعلی؟ سر کار بودی؟

    هفته پیش در اوج همین بابا بودن ها رفته بودیم بیرون..
    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 29 شهريور 1395 [ گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    ,

آمار امروز پنجشنبه 3 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :236772
  • بازدید امروز :254531
  • بازدید داخلی :59506
  • کاربران حاضر :115
  • رباتهای جستجوگر:140
  • همه حاضرین :255

تگ های برتر امروز

تگ های برتر